الشيخ الصدوق ( مترجم : كاظمى )

433

ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى )

مىدهد ، ولى بخاطر غير خدا . از خدا بترسيد بخاطر ريا كه قطعا ريا شرك به خداست . بدون شك رياكار را در روز قيامت با چهار اسم صدا مىزنند : اى كافر ! اى فاسد ! اى حيله‌گر ! اى زيانكار ! عملت نابود شد ، پاداشت از ميان رفت ، و امروز هيچ راه خلاصى ندارى ، پاداشت را از همان كسانى بخواه كه برايشان كار مىكردى . 2 . و بهذا الإسناد عن جعفر عن أبيه عليه السّلام أنّ اللّه أنزل كتابا من كتبه على نبيّ من الأنبياء و فيه أن يكون [ خلق من خلقي لمحسنون ] يلحسون الدّنيا بالدّين يلبسون مسوح الضّأن على قلوب كقلوب الذّئاب أشدّ مرارة من الصّبر و السنتهم أحلى من العسل و أعمالهم الباطنة أنتن من الجيف بي تغترّون أم أيّاي تخادعون أم عليّ تتجبّرون فبعزّتي حلفت لأبعثنّ عليهم فتنة تطأهم في خطامها حتّى تبلغ أطراف الأرض تترك الحليم منها حيرأن فيما فيها رأي الرّأئي و حكمة الحكيم أتركهم شيعا و أذيق بعضهم بأس بعض أنتقم من أعدأئي بأعدائي فلا أبالي . . . . امام صادق عليه السّلام نقل مىنمايد كه پدرش عليه السّلام فرمودند : در يكى از كتابهايى كه خداوند عزّ و جلّ بر يكى از پيامبران نازل نموده ، آمده است : عدّه‌اى از مخلوقاتم دين را وسيله رسيدن به دنيا قرار داده و با داشتن دل‌هايى چون دل گرگ ، پوست گوسفند به تن كرده‌اند ، از صبر « 1 » تلخترند ، ولى زبانشان شيرينتر از عسل است ؛ اعمال باطنى آنان ( هرعملى قلبى مثل ايمان ، نيت . . . ) و بدبوتر از مردار است ؛ آيا ايشان فريب رحمت مرا خورده‌اند ، با من نيرنگ مىكنند ، يا بر من جرى شده‌اند ! به عزّت خود سوگند ياد كرده‌ام كه بدون ترديد و حتما آنان را گرفتار فتنه افسار گسيخته‌اى سازم كه به سرتاسر زمين كشيده شود ؛ چنان فتنه‌اى كه حليم و بردبار را واگذاشته و رأى صاحبنظران و دانش دانشمندان در آن فروماند ؛ آنان را متفرق نموده و با يكديگر آزارشان مىدهم . به وسيله دشمنانم از دشمنانم انتقام مىگيرم و برايم اهميتى ندارد . و نيز برايم مهم نيست كه همه آنها را عذاب نمايم . مجازات كسى كه چيزى بسازد براى رقابت در تفاخر : أبي رحمهم اللّه قال حدّثني سعد بن عبد اللّه عن يعقوب بن يزيد عن محمّد بن أبراهيم النّوفليّ

--> ( 1 ) . شيره درختى به نام صبر زرد .